1 . دست اول 2 . مستقیم 3 . به‌صورت مستقیم
[صفت]

firsthand

/ˌfɜːrst ˈhænd/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 دست اول

  • 1.If you want firsthand knowledge, ask someone who saw it.
    1. اگر اطلاعات دست اول می‌خواهید از کسی که آن را دیده سوال کنید.

2 مستقیم شخصی (تجربه)

firsthand experience
تجربه شخصی
[قید]

firsthand

/ˌfɜːrst ˈhænd/
غیرقابل مقایسه

3 به‌صورت مستقیم شخصاً (تجربه)

to experience poverty firsthand
شخصاً فقر را تجربه کردن
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان