1 . نقص
[اسم]

imperfection

/ˌɪmpərˈfɛkʃən/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 نقص عیب

معادل ها در دیکشنری فارسی: نقصان
مترادف و متضاد defect fault flaw perfection
  • 1.You can accept your imperfection or try to improve.
    1. می‌توانی نقص خود را بپذیری یا برای بهبود آن تلاش کنی.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان