1 . خرپول 2 . مست 3 . مجهز 4 . پر (سلاح) 5 . دارای بار
[صفت]

loaded

/ˈloʊdəd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more loaded] [حالت عالی: most loaded]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 خرپول پولدار

informal
مترادف و متضاد filthy rich rolling in it
  • 1."Is Erica rich?" "My dear, Erica is loaded!"
    1. «آیا "اریکا" پولدار است؟» «عزیزم، "اریکا" خرپول است!»

2 مست نشئه

culturally sensitive informal
مترادف و متضاد drunk high
  • 1.That guy is really loaded.
    1. اون یارو خیلی مسته.

3 مجهز دارای تجهیزات

informal
  • 1.Her new car is loaded.
    1. اتومبیل جدیدش مجهز است.
توضیحاتی در رابطه با loaded
صفت loaded به توصیف اتومبیلی می‌پردازد که هنگام فروش، با لوازم یا تجهیزات جانبی مانند رادیو، تهویه هوا و ... فروخته می‌شود.

4 پر (سلاح)

5 دارای بار باردار

معادل ها در دیکشنری فارسی: باردار
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان