1 . در اشتباه
[صفت]

mistaken

/mɪˈsteɪkən/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more mistaken] [حالت عالی: most mistaken]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 در اشتباه

معادل ها در دیکشنری فارسی: مشتبه
  • 1.If you think you can behave like that, you are mistaken.
    1. اگر فکر می‌کنی می‌توانی اینگونه رفتار کنی، در اشتباهی.
  • 2.You are completely mistaken about Jane.
    2. تو درباره "جین" سخت در اشتباهی.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان