1 . اصلاح
[اسم]

modification

/ˌmɑːdɪfɪˈkeɪʃn/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 اصلاح تغییر، تعدیل

معادل ها در دیکشنری فارسی: اصلاحیه تعدیل جرح و تعدیل
مترادف و متضاد adaptation
  • 1.We've made a few modifications to the system.
    1. ما چند تغییر در سیستم ایجاد کرده‌ایم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان