1 . الزاما
[قید]

necessarily

/ˌnes.əˈser.ə.li/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 الزاما لزوما

معادل ها در دیکشنری فارسی: الزاماً ضرورتا لزوما
  • 1.That's not necessarily true.
    1. آن الزاما صحیح نیست.
  • 2.You may love someone without necessarily wanting to marry them.
    2. شما ممکن است عاشق کسی باشید بدون آنکه بخواهید الزاما با آن ازدواج کنید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان