1 . احتیاط
[اسم]

prudence

/ˈprudəns/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 احتیاط ملاحظه

معادل ها در دیکشنری فارسی: آینده‌نگری احتیاط دورنگری
formal
مترادف و متضاد caution circumspection recklessness
  • 1.we need to exercise prudence in such important matters.
    1. ما باید در چنین مسائل مهمی احتیاط پیشه کنیم [با احتیاط عمل کنیم].
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان