1 . (کسی را) معرفی کردن (به چیزی/کسی)
[فعل]

to put onto

/pʊt ˈɑntu/
فعل گذرا
[گذشته: put onto] [گذشته: put onto] [گذشته کامل: put onto]

1 (کسی را) معرفی کردن (به چیزی/کسی)

to put somebody onto somebody/something
کسی را به کسی/چیزی معرفی کردن
  • 1. David put me onto a wonderful vegetarian cookery book.
    1. "دیوید" یک کتاب آشپزی گیاه‌خواری فوق‌العاده به من معرفی کرد.
  • 2. Who put you onto this restaurant—it's great!
    2. کی این رستوران را به تو معرفی کرد؛ عالی است!
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان