1 . حواس (کسی را) پرت کردن 2 . به خط فرعی هدایت کردن (قطار و...)
[فعل]

to sidetrack

/ˈsaɪdtræk/
فعل گذرا
[گذشته: sidetracked] [گذشته: sidetracked] [گذشته کامل: sidetracked]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 حواس (کسی را) پرت کردن از موضوع اصلی منحرف کردن

  • 1.They have a tendency to try to sidetrack you from your task.
    1. آنها عادت دارند سعی کنند حواس تو را در (انجام) وظیفه‌ات پرت کنند.

2 به خط فرعی هدایت کردن (قطار و...)

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان