1 . دوری کردن
[فعل]

to stay away

/steɪ əˈweɪ/
فعل ناگذر
[گذشته: stayed away] [گذشته: stayed away] [گذشته کامل: stayed away]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 دوری کردن کنار ایستادن، دور شدن

معادل ها در دیکشنری فارسی: دوری کردن
  • 1.Stay away from the edge of the cliff.
    1. از لبه صخره دور شو.
  • 2.Those buildings are being torn down - you should stay away.
    2. آن ساختمان‌ها دارند فرو می‌ریزند؛ باید کنار بایستی.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان