1 . کار گروهی
[اسم]

teamwork

/ˈtiːmwɜːrk/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 کار گروهی

معادل ها در دیکشنری فارسی: کار تیمی
  • 1.We won't achieve anything without good teamwork.
    1. ما بدون کار گروهی خوب نمی‌توانیم به چیزی دست یابیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان