1 . باز کردن (درب چیزی)
[فعل]

to unscrew

/ˌʌnˈskruː/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: unscrewed] [گذشته: unscrewed] [گذشته کامل: unscrewed]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 باز کردن (درب چیزی)

  • 1.Could you unscrew the top of this jar of jam for me?
    1. می‌توانی درب این شیشه مربا را برایم باز کنی؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان