[قید]

dann

/dan/
غیرقابل مقایسه

1 سپس بعد از آن

مترادف و متضاد anschließend danach darauf im Anschluss später
  • 1. Erst das Programm wählen und dann einschalten.
    1 . اول برنامه را انتخاب کن و بعد کلید را روشن کن.
  • 2. Ich brauche noch eine Woche Zeit. Dann ist die Zeichnung bestimmt fertig.
    2 . من هنوز یک هفته زمان نیاز دارم. بعد از آن طراحی حتما تمام می‌شود.
  • 3. Ich muss noch schnell zur Post, dann komme ich.
    3 . من باید سریع به پست برم، بعد از آن می‌آیم.
کاربرد واژه dann به معنای سپس
واژه dann در آلمانی معنایی نزدیک به "سپس" یا "بعد از آن" در فارسی دارد و از آن برای نشان دادن ترتیب زمانی دو اتفاق استفاده می‌شود. به مثال زیر توجه کنید:
"Ich muss noch schnell zur Post, dann komme ich" (من باید سریع به پست برم، بعد از آن می‌آیم.)
در این مثال dann نشان می‌دهد که عبارت دوم بعد از عبارت اول اتفاق می‌افتد.

2 پس در این صورت

مترادف و متضاد in dem Fall so
  • 1. Ich habe im Moment sehr viel zu tun. – Dann will ich nicht länger stören.
    1 . من در حال حاضر خیلی کار دارم. - پس من نمی خواهم مزاحم شوم.
  • 2. Wenn du nicht mitkommen willst, dann bleibst du hier.
    2 . اگر نمی خواهی بیایی، پس تو اینجا بمان.
کاربرد واژه dann به معنای پس
واژه dann در این کاربرد معنایی نزدیک به "پس" یا "در این صورت" در فارسی دارد و برای نشان دادن حالتی در نتیجه یک شرایط خاص استفاده می شود. استفاده از dann معمولا در جملات شرطی بسیار رایج است. به مثال زیر توجه کنید:
"Wenn du nicht mitkommen willst, dann bleibst du hier" (اگر نمی خواهی بیایی، پس تو اینجا بمان.)
در این مثال عبارت اول شرطی خاص را نشان میدهد (Wenn du nicht mitkommen willst) و عبارت دوم (bleibst du hier) نتیجه احتمالی آن را.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان