[حرف اضافه]

durch

/dʊʁç/
[همراه: accusative]

1 از داخل از (توی)، در طول

مترادف و متضاد hindurch
durch etwas (Akk.) gehen/kommen/fahren/...
از میان چیزی رفتن/آمدن/رانندگی کردن/...
  • 1. Er kam durch die Tür.
    1. او از میان در آمد.
  • 2. Wir sind mit dem Fahrrad durch den Wald gefahren.
    2. ما با دوچرخه از توی جنگل رفتیم.
durch die Nase atmen
از دماغ نفس کشیدن
etwas durch ein Sieb gießen
چیزی را از صافی ریختن [از صافی رد کردن]

2 از طریق از، به وسیله

مترادف و متضاد anhand aufgrund infolge mit mittels vermöge
  • 1. Wenn Sie zum Bahnhof gehen, kommen Sie durch die Goethestraße.
    1 . اگر به ایستگاه قطار می روید، از خیابان "گوته" بیایید.
  • 2. Wir haben unsere Wohnung durch einen Freund bekommen.
    2 . ما آپارتمانمان را از طریق یک دوست پیدا کردیم.
etwas (Akk.) durch die Post/eine SMS/eine Email/... schicken
چیزی را از طریق پست/پیامک/ایمیل/... فرستادن
  • Ich schicke einen Brief durch die Post.
    من نامه‌ای به‌وسیله پست می‌فرستم.
کاربرد واژه durch به معنای از طریق
durch در این کاربرد برای اشاره به ابزار یا وسیله انجام یک کار مورد استفاده قرار می گیرد و معنایی مشابه "از طریق" یا "به وسیله" در فارسی دارد. به مثال های زیر توجه کنید:
"etwas durch Lautsprecher bekannt geben" (چیزی را به وسیله بلندگو اعلام کردن)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان