[اسم]

das Glück

/ɡlʏk/
قابل شمارش خنثی
[ملکی: Glück(e)s]

1 شانس

  • 1. Du hast dich nicht verletzt. Da hast du Glück gehabt.
    1 . تو به خودت آسیب نزدی. [آسیب ندیدی] تو خیلی شانس داشتی.
  • 2. Es hat geregnet. Zum Glück hatte ich einen Regenschirm dabei.
    2 . باران آمد. از شانس من با خودم یک چتر داشتم.
  • 3. Viel Glück bei der Prüfung!
    3 . شانس زیاد برای امتحان داشته باشی! [در امتحان موفق باشی]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان