[صفت]

glücklich

/ˈɡlʏklɪç/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: glücklicher] [حالت عالی: glücklichsten]

1 خوشحال راضی، شاد

مترادف و متضاد erfreulich froh glückselig selig freudlos unglücklich
  • 1. Er hatte eine glückliche Kindheit.
    1 . او کودکی شادی داشت.
  • 2. Meine Kinder sind glücklich verheiratet.
    2 . بچه های من خوشحال ازدواج کردند. [از ازدواج راضی هستند.]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان