[فعل]

werden

/ˈveːɐ̯dn̩/
فعل بی قاعده فعل گذرا
[گذشته: wurde] [گذشته: wurde] [گذشته کامل: geworden] [فعل کمکی: sein ]

1 شدن

مترادف و متضاد sich ändern sich entwickeln sich gestalten sich umstellen sich verändern sich verwandeln übergehen umspringen
etwas werden
چیزی شدن
  • 1. Er wird Arzt.
    1. او دکتر می‌شود.
  • 2. Sie wird Lehrerin.
    2. او آموزگار می‌شود.
verrückt/blind/... werden
دیوانه/نابینا/... شدن
  • Warum fährst du so schnell? Bist du verrückt geworden?!
    چرا اینقدر سریع رانندگی می‌کنی؟ دیوانه شدی؟
rot/sauer/blass/kalt ... werden
قرمز/ترش/بی‌رنگ/سرد شدن
  • Die Fotos sind gut geworden.
    عکس‌ها خوب شدند.
jemandem wird besser/schlecht
حال کسی بهتر/بد شدن
  • Mir wird besser.
    بهترم [حالم بهتر است].
jemandem wird kalt/warm
کسی سردش/گرمش شدن [کسی احساس سرما/گرما کردن]
  • Mir wird warm.
    گرمم شد [احساس گرما می‌کنم].
anders werden
چیز دیگری شدن [تغییر کردن]
  • 1. Dein Gesicht wird rot.
    1. صورت تو قرمز می‌شود.
  • 2. Es wird langsam dunkel.
    2. به‌آرامی تاریک می‌شود.
es wird kalt/warm
هوا سرد/گرم شدن
  • Es wird kalt.
    هوا (دارد) سرد می‌شود.

2 [فعل کمکی آینده و مجهول]

  • 1. Das Buch wird gerade gelesen.
    1 . آن کتاب دارد خوانده می‌شود.
  • 2. Er war geschlagen worden.
    2 . او شکست خورده بود.
  • 3. Morgen werde ich die Akten sortieren.
    3 . فردا من پرونده‌ها را مرتب خواهم کرد.
  • 4. Wir werden dieses Jahr zu Hause bleiben.
    4 . ما امسال در خانه خواهیم ماند.
توضیحاتی در رابطه با فعل werden در حالت کمکی
از فعل werden به‌عنوان فعل کمکی معمولاً برای ساختن زمان آینده یا حالت مجهول استفاده می‌شود. به مثال‌های زیر توجه کنید:
".Sie wird es vergessen haben" (او احتمالاً آن را فراموش کرده‌است.)
".Ihm wird doch nichts passiert sein" (امیدوارم برای او هیچ اتفاقی نیفتاده باشد.)
".Ein Mann wurde angefahren" (یک مرد زیر گرفته شده‌است.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان