[اسم]

actor

/ˈæktər/
قابل شمارش

1 هنرپیشه بازیگر

معادل ها در دیکشنری فارسی: بازیگر هنرپیشه آرتیست
مترادف و متضاد artist performer
  • 1."Who's your favorite actor?" "Johnny Depp."
    1. «هنرپیشه مورد علاقه تو کیست؟» «جانی دپ».
leading/principal actor
هنرپیشه اصلی
  • She has starred with many leading actors.
    او با هنرپیشگان اصلی زیادی بازی کرده‌است.
a well-known/famous actor
یک هنرپیشه مشهور/معروف
  • I’d really like to be a famous actor.
    من واقعاً دوست دارم هنرپیشه مشهوری شوم.
a supporting actor
هنرپیشه نقش مکمل
  • She was awarded an Oscar for Best Supporting Actor.
    به او جایزه اسکار بهترین هنرپیشه نقش مکمل را دادند.
[عبارات مرتبط]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان