[صفت]

ambiguous

/æmˈbɪgjuəs/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more ambiguous] [حالت عالی: most ambiguous]

1 مبهم دوپهلو

معادل ها در دیکشنری فارسی: دوپهلو مبهم کشدار
مترادف و متضاد equivocal unclear clear unambiguous
  • 1.The men received an ambiguous message from their boss.
    1. مردان از طرف رئیس خود پیامی مبهم دریافت کردند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان