Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . پاییز
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
autumn
/ˈɔtəm/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
پاییز
معادل ها در دیکشنری فارسی:
پاییز
پاییزه
خزان
مترادف و متضاد
fall
1.In autumn, the leaves begin to fall from the trees.
1. در پاییز، برگ ها شروع به افتادن از درختان می کنند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
autotypy
autotypic
autotype
autotomy
autotomize
autumn crocus
autumn pumpkin
autumn sneezeweed
autumn-blooming
autumn-flowering
کلمات نزدیک
autopsy
autopilot
autonomy
autonomous
autonomic
autumn crocus
autumnal
aux
auxiliary
auxiliary verb
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان