bed


/bed/
/bed/

اسم
1
bed [اسم]
1
تختخواب تخت

مترادف:   bunk cot the sack
  • 1. He lay in bed
    1. او روی تخت دراز کشید.
  • 2. She lay on the bed .
    2. او روی تخت دراز کشید.
  • I'm tired—I'm going to bed .
    من خسته‌ام؛ می‌روم به تختخواب [بخوابم].
  • It's time for bed .
    وقت خواب است.
  • I'll just put the kids to bed .
    من الان بچه‌ها را به تختخواب می‌برم [می‌خوابانم].
  • او امروز تا وقت نهار از تخت خواب بیرون نیامد.

اسم
2
bed [قابل شمارش] [اسم]
2
بستر (رودخانه یا اقیانوس) کف، ته