[صفت]

beneficent

/ˌbɛnəˈfɪʃənt/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more beneficent] [حالت عالی: most beneficent]

1 نیکوکار خیر

مترادف و متضاد benevolent kind mean unkind
  • 1.a beneficent landowner
    1. یک صاحب ملک نیکوکار [خیر]
  • 2.The theologian discussed the question of why a beneficent and omnipotent God allows bad things to happen to good people.
    2. خداشناسان این سوال که چرا یک خدای نیکوکار و قادر متعال اجازه می دهد که چیز های بد برای افراد خوب اتفاق بیفتد، مورد بحث قرار دادند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان