[صفت]

bothered

/ˈbɑð.ərd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more bothered] [حالت عالی: most bothered]

1 رنجیده ناراحت، ناراضی

  • 1.He doesn't seem bothered by what people think of him.
    1. او از نحوه تفکر مردم درباره خودش، به نظر رنجیده نمی‌رسد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان