buy


/baɪ/
/baɪ/

فعل
1
to buy [فعل]
1
خریدن

گذشته: bought   گذشته کامل: bought  
مترادف:   acquire get purchase
متضاد:   sell
  • من دوربینم را از دوستم خریدم.
  • او برای من یک کت جدید خرید.
  • 1. او یک کت جدید برای من خرید.
  • 2. He bought some flowers for his mother .
    2. او برای مادرش گل خرید.
  • من ماشینم را دست دوم خریدم.