Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . بازگشت (به مقام و قدرت سابق)
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
comeback
/ˈkʌmˌbæk/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
بازگشت (به مقام و قدرت سابق)
معادل ها در دیکشنری فارسی:
بازگشت
1.The former world champion is hoping to make a comeback .
1. قهرمان سابق جهان، امیدوار است (به مقام خود) بازگشت کند [قهرمان سابق جهان، امیدوار است مقام خود را پس بگیرد].
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
come-on
come-at-able
come-along
come with the territory
come with
comeback kid
comedian
comedienne
comedo
comedown
کلمات نزدیک
come-on
come with
come up
come unstuck
come under scrutiny
comedian
comedic
comedienne
comedown
comedy
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان