cut


/kʌt/
/kʌt/

فعل
1
to cut [فعل]
1
بریدن برش زدن

گذشته: cut   گذشته کامل: cut  
مترادف:   chop sever slice
  • گوشت را به تکه‌های کوچک ببرید.
  • او (صورت) خودش را هنگام اصلاح برید.
  • شما به یک اره قوی نیاز دارید تا بتوانید فلز را برش بزنید.
  • او چهار تکه از قرص نان برش زد.
  • من برای همه آنها یک تکه کیک بریدم.
  • او قرص نان را به تکه‌های ضخیم برش زد.

فعل
2
to cut [فعل گذرا و ناگذر]
2
قطع کردن

گذشته: cut   گذشته کامل: cut  
  • 1. قطع کردن درخت‌ها
  • 2. او تمام روابط با خانواده‌اش را قطع کرده است.

فعل
3
to cut [فعل گذرا و ناگذر]
3
کوتاه کردن

گذشته: cut   گذشته کامل: cut  
مترادف:   snip trim
  • چه کسی موهای شما را کوتاه می‌کند؟

فعل
4
to cut [فعل گذرا و ناگذر]
4
کاهش دادن

گذشته: cut   گذشته کامل: cut  
مترادف:   reduce
  • شرکت دارد 300 شغل را کاهش می‌دهد.
  • خریدارها به شدت چانه می‌زنند تا قیمت خانه‌ای که می‌خواهند را کاهش دهند.
  • حقوق او (به اندازه) ده درصد کاهش یافته است.
  • Could you cut your essay from 5 000 to 3 000 words ?
    می‌توانید مقاله خود را از 5000 تا 3000 واژه کاهش دهید؟

فعل
5
to cut [فعل گذرا و ناگذر]
5
حذف کردن

گذشته: cut   گذشته کامل: cut  
مترادف:   remove

فعل
6
to cut [فعل گذرا]
6
کات کردن برش زدن فیلم، تغییر دادن از یک نما به نمای دیگر

گذشته: cut   گذشته کامل: cut  

فعل
7
to cut [فعل گذرا]
7
مخلوط کردن (مواد مخدر)

گذشته: cut   گذشته کامل: cut  

فعل
8
to cut [فعل گذرا]
8
تراش دادن

گذشته: cut   گذشته کامل: cut  

اسم
1
cut [اسم]
1
برش

اسم
2
cut [قابل شمارش] [اسم]
2
کاهش

  • کاهشی در هزینه‌های [مخارج] دولت

اسم
3
cut [قابل شمارش] [اسم]
3
قطع

اسم
4
cut [قابل شمارش] [اسم]
4
زخم بریدگی

مترادف:   gash nick scratch wound