[اسم]

deficiency

/dɪˈfɪʃnsi/
قابل شمارش

1 نقص عیب

معادل ها در دیکشنری فارسی: نقیصه نقطه ضعف نقصان نقص کمبود
  • 1.Parents are complaining of serious deficiencies in the education system.
    1. والدین از نقص‌های جدی در نظام آموزشی شکایت دارند.

2 فقدان فقر، کمبود

معادل ها در دیکشنری فارسی: فقر
مترادف و متضاد lack shortage
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان