Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . آموزش از راه دور
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
distance learning
/ˈdɪstəns lɜːrnɪŋ/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
آموزش از راه دور
1.I got my degree through a distance learning program.
1. من مدرکم را از طریق برنامه آموزش از راه دور گرفتم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
distance education
distance
distally
distal muscular dystrophy
distal
distance lends enchantment to the view
distance vision
distant
distant water will not quench your immediate thirst
distantly
کلمات نزدیک
distance
distal
distaff
dissuasion
dissuade
distancing effect
distant
distant mountain range
distant relative
distaste
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان