for


/fɔːr/
/fɔː/

حرف اضافه
1
for [حرف اضافه]
1
برای

  • 1. من ترجیح می‌دهم برای نوزاد جدید چیزی بخرم.
  • 2. There's a message for you .
    2. یک پیغام برای شما وجود دارد.
  • 1. برای عینک‌هایت چقدر پول پرداختی؟
  • 2. I hate waiting for the bus .
    2. من متنفرم که برای اتوبوس صبر کنم.
  • 3. What's the Czech word for " book "?
    3. واژه چک برای "کتاب" چیست؟
  • آیا این نقاشی برای فروش است؟
  • There's a sign there saying " boats for rent ."
    تابلویی وجود دارد که می‌گوید "قایق برای اجاره".
  • من از جانب همه در این بخش دارم حرف می‌زنم.

حرف اضافه
2
for [حرف اضافه]
2
به خاطر

مترادف:   because of
  • 1. The things you do for love !
    1. (چه) کارها که به خاطر عشق انجام می‌دهیم!
  • 1. He's best remembered for his novels .
    1. از او بیشتر به خاطر رمان‌هایش یاد می‌شود.
  • 2. اسکاتلند به خاطر روستاهای زیبایش مشهور است.
  • 1. He got fined for leaving his car in a no-parking zone .
    1. او به خاطر پارک کردن ماشینش در منطقه پارک ممنوع جریمه شد.
  • 2. I couldn't speak for laughing .
    2. من به خاطر خندیدن نمی‌توانستم حرف بزنم.

حرف اضافه
3
for [حرف اضافه]
3
به مدت برای [زمان]

  • 1. I haven't played tennis for years .
    1. من (به مدت) چندین سال تنیس بازی نکرده‌ام.
  • 2. I'm just going to rest for an hour or so .
    2. من فقط می‌خواهم به مدت یک ساعت یا بیشتر استراحت کنم.
  • 3. She's out of the office for a few days next week .
    3. او به مدت چند روز در هفته آینده بیرون از دفتر است.
  • That's all the news there is for now .
    این تمام خبری بود که فعلا داشتیم.

حرف اضافه
4
for [حرف اضافه]
4
به طرف به سمت، به مقصد

مترادف:   toward
  • 1. Is this the bus for Chicago ?
    1. آیا این اتوبوس به مقصد شیکاگو می‌رود؟
  • 2. Just follow signs for Cleveland .
    2. فقط به دنبال تابلویی که به سمت "کلیولند" است برو.
  • 3. به نظر می‌رسید آنها دارند به سمت ایستگاه قطار می‌روند.
  • 4. This time tomorrow we'll be setting off for Peru .
    4. همین ساعت فردا ما به سمت پرو حرکت خواهیم کرد.

حرف اضافه
5
for [حرف اضافه]
5
به مبلغ به قیمت

  • 1. How much is this for ?
    1. این به چه مبلغ است [این چند قیمت است]؟
  • 2. I bought this book for $19 .
    2. این کتاب را به مبلغ 19 دلار خریدم [برای این کتاب 19 دلار پول دادم].

حرف اضافه
6
for [حرف اضافه]
6
موافق به نفع، برای

متضاد:   against
  • در آخرین انتخابات به نفع [برای] او رای دادم.
  • I'm all for people having fun .
    من کاملا موافق خوش گذراندن مردم هستم.

حرف اضافه
7
for [حرف اضافه]
7
نسبت به برای

حرف اضافه
8
for [حرف اضافه]
8
به معنی به معنای

  • What is the word for “small” in Spanish ?
    در زبان اسپانیایی چه لغتی به معنای «کوچک» است؟
  • Shaking your head for ‘No’ is not universal .
    تکان دادن سر به معنای "نه" (یک مفهوم) جهانی نیست.

حرف ربط
1
for [حرف ربط]
1
زیرا چون

مترادف:   as because