Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . بارداری
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
gestation
/dʒeˈsteɪʃn/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
بارداری
حاملگی
1.a baby born at 38 weeks’ gestation
1. کودکی متولد شده بعد از 38 هفته بارداری
2.The gestation period of a horse is about eleven months.
2. دوره ی بارداری اسب حدودا یازده ماه است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
gestate
gesso
gesell
geryon
gerundial
gestation period
gestational
gestational age
gestator
gesticulate
کلمات نزدیک
gerund
gertrude
gerrymander
gerontology
germination
gesticulate
gesticulation
gesture
get
get a blowout
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان