[اسم]

hock

/hɑːk/
قابل شمارش

1 زانو (پای عقب حیوان)

  • 1.It had a little tail, barely long enough to brush his hocks.
    1. آن یک دم کوتاه داشت که به سختی به زانوی پای عقبش می رسید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان