Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . پرورش یافته در باغچه خانه
2 . بزرگشده و تربیتیافته در شهر محل تولد
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[صفت]
homegrown
/ˌhoʊm ˈɡroʊn/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
پرورش یافته در باغچه خانه
(محصول) خانگی
home-grown tomatoes
گوجهفرنگیهای خانگی
2
بزرگشده و تربیتیافته در شهر محل تولد
homegrown rock stars
ستارههای راک بزرگشده شهر تولدشان
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
homegirl
homefolk
homecourt advantage
homecoming
homebuyer
homel
homeland
homeland security
homeless
homelessness
کلمات نزدیک
homegirl
homecoming
homebuyer
homeboy
home-made
homeland
homeless
homeless people
homeless shelter
homelessness
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان