[اسم]

lid

/lɪd/
قابل شمارش

1 در سرپوش

معادل ها در دیکشنری فارسی: در درب درپوش سر سرپوش کلاهک
  • 1.Be sure the lid is on the trash can.
    1. مطمئن شو (که) سرپوش روی سطل آشغال باشد.
  • 2.Can you get the lid off this jar?
    2. می‌توانی در این شیشه را باز کنی؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان