[صفت]

licentious

/laɪˈsɛnʧəs/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more licentious] [حالت عالی: most licentious]

1 بی‌بندوبار لگام گسیخته، هرزه

معادل ها در دیکشنری فارسی: افسارگسیخته
مترادف و متضاد degenerate dissolute virtuous
  • 1.May has always been fascinated by the licentious private lives of politicians.
    1. "مری" همیشه شیفته زندگی‌های شخصی بی‌بندوبار سیاستمداران بوده است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان