name


/neɪm/
/neɪm/

اسم
1
name [اسم]
1
نام اسم

مترادف:   denomination title
  • 1. " Hi, what's your name?" " My name's Diane."
    1. "سلام، نام تو چیست؟" "نام من "دایان" است."
  • آن اسم خوبی برای یک سگ است.

اسم
2
name [قابل شمارش] [اسم]
2
شهرت اسم، آبرو، آوازه

مترادف:   honour reputation
  • او به دادگاه رفت تا اسمش را مبرا کند (آبرویش را حفظ کند).
  • در آن زمان، اعمال آنها شهرت بدی به فوتبال داد.

اسم
3
name [قابل شمارش] [اسم]
3
فرد معروف آدم برجسته

  • 1. Some of the biggest names in Hollywood will be at the party.
    1. برخی از معروف‌ترین افراد هالیوود در آن مهمانی خواهند بود.

فعل
1
to name [فعل]
1
نامیدن اسم گذاشتن

گذشته: named   گذشته کامل: named  
مترادف:   baptize call label
  • ما سگمان را "مکس" نامیدیم.
  • نام پدرش روی او گذاشته شد.

فعل
2
to name [فعل گذرا]
2
اسم کسی را گفتن

گذشته: named   گذشته کامل: named  
مترادف:   identify mention specify
  • 1. He couldn't name his attacker.
    1. او نتوانست اسم مهاجمش [کسی که به او حمله کرده است] را بگوید.
  • 2. نام قربانی هنوز گفته نشده است.

فعل
3
to name [فعل گذرا]
3
انتخاب کردن گفتن، نام بردن

گذشته: named   گذشته کامل: named  
مترادف:   choose
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان