[اسم]

penchant

/ˈpentʃənt/
قابل شمارش

1 میل تمایل، گرایش

مترادف و متضاد fondness leaning
  • 1.She has a penchant for champagne.
    1. او تمایلی به نوشیدن شامپاین داشت.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان