[اسم]

pencil

/ˈpensəl/
قابل شمارش

1 مداد

معادل ها در دیکشنری فارسی: مدادی مداد
  • 1.Write your comments in the margin of the report in pencil.
    1. نظرات خود را با مداد در حاشیه گزارش بنویسید.
  • 2.You'd better sharpen that pencil.
    2. بهتر است آن مداد را بتراشی.
a box of colored pencils
یک جعبه مداد رنگی
توضیحاتی در رابطه با اسم pencil
معادل فارسی اسم pencil "مداد" است. pencil یا "مداد" به وسیله‌ای باریک گفته می‌شود که برای نوشتن و نقاشی کردن از آن استفاده می‌شود. این وسیله از گرافیت در درون یک محفظه چوبی، پلاستیکی یا آهنی ساخته می‌شود و رنگ‌های مختف دارد. مثال:
"a box of colored pencils" (یک جعبه مداد رنگی)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان