Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . فراست
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
perspicacity
/ˌpɜːrspɪˈkæsɪti/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
فراست
زیرکی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
فراست
مترادف و متضاد
perceptiveness
shrewdness
1.the perspicacity of her remarks baffled me.
1. فراست اظهارات او مرا مبهوت کرد.
تصاویر
کلمات نزدیک
perspicacious
perspex
perspective
personnel department
personnel carrier
perspiration
perspire
persuade
persuaded
persuasion
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان