[اسم]

pharmacy

/ˈfɑr.mə.si/
قابل شمارش
[جمع: pharmacies]

1 داروخانه

مترادف و متضاد chemist's drugstore
  • 1. I need to leave my prescription at the pharmacy.
    1 . من باید نسخه‌ام را در داروخانه بگذارم [باید نسخه‌ام را به داروخانه ببرم].

2 داروسازی

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان