[اسم]

purse

/pɜrs/
قابل شمارش

1 کیف (زنانه)

معادل ها در دیکشنری فارسی: کیف زنانه کیف پول کیف
مترادف و متضاد handbag
  • 1.Her shoes and purse always match.
    1. کفش و کیف او همیشه با هم ست هستند.

2 مبلغ جایزه (به‌ویژه مسابقه بوکس)

مترادف و متضاد prize
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان