[قید]

rather

/ˈræð.ər/
غیرقابل مقایسه

1 نسبتاً

معادل ها در دیکشنری فارسی: بالنسبه بلکه نسبتا
مترادف و متضاد fairly pretty
rather different/sleepy/nice ...
نسبتاً متفاوت/خوا‌ب‌آلود/خوب و...
  • She answered the telephone rather sleepily.
    او تلفن را نسبتاً خواب‌آلود جواب داد.
rather a ...
نسبتا ...
  • That's rather a difficult question to answer.
    آن سؤالی نسبتاً سخت برای پاسخ دادن است.
rather too ...
نسبتاً خیلی...
  • It was a nice house, but rather too small for a family of four.
    خانه زیبایی بود، اما نسبتاً برای یک خانواده چهارنفره خیلی کوچک بود.

2 به بیان دقیق‌تر

مترادف و متضاد more precisely to be precise
or rather
یا به بیان دقیق‌تر
  • 1. She worked as a secretary, or rather, a personal assistant.
    1. او به‌عنوان منشی، یا به بیان دقیق‌تر به‌عنوان دستیار شخصی کار کرد.
  • 2. She'll go shopping on Thursday, or rather, she will if she has to.
    2. او پنجشنبه به خرید خواهد رفت یا به بیان دقیق‌تر، اگر مجبور شود، خواهد رفت.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان