[فعل]

to refrain

/rɪˈfreɪn/
فعل ناگذر
[گذشته: refrained] [گذشته: refrained] [گذشته کامل: refrained]

1 اجتناب کردن خودداری کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: پرهیز داشتن
formal
مترادف و متضاد abstain desist hold back withhold
  • 1.If you want to be heard, you must refrain from mumbling.
    1. اگر می‌خواهی که صدایت شنیده شود، باید از زمزمه کردن اجتناب کنی.
  • 2.Milo could not refrain from laughing at the jest.
    2. "میلو" نتوانست از خندیدن به آن لطیفه خودداری کند.
  • 3.Refrain from making hasty promises.
    3. از دادن قول‌های شتابزده اجتناب کن.
[اسم]

refrain

/rɪˈfreɪn/
قابل شمارش

2 ترجیع‌بند (شعر) برگردان

معادل ها در دیکشنری فارسی: ترجیع‌بند
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان