[اسم]

scholarship

/ˈskɑːlərʃɪp/
قابل شمارش

1 بورس تحصیلی کمک‌هزینه تحصیلی

معادل ها در دیکشنری فارسی: بورس بورس تحصیلی
  • 1.He went to drama school on a scholarship.
    1. او با بورس تحصیلی به دانشگاه تئاتر رفت.
  • 2.She won a scholarship to study at Stanford.
    2. او برنده بورس تحصیلی برای درس خواندن [تحصیل] در دانشگاه استنفورد شد.

2 دانش آموختگی، فضیلت

معادل ها در دیکشنری فارسی: فضل
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان