serve


/sɜːrv/
/sɜːv/

فعل
1
to serve [فعل]
1
خدمت کردن کمک کردن

گذشته: served   گذشته کامل: served  
  • " Do you need any help ?" " I'm being served , thanks ."
    «به کمک نیاز دارید؟» «(خیر،) دارد به من کمک می‌شود، ممنون [شخص دیگری دارد به من کمک می‌کند، ممنون].»

فعل
2
to serve [فعل گذرا]
2
حبس گذراندن

گذشته: served   گذشته کامل: served  
  • 1. prisoners serving life sentences
    1. زندانیانی که حبس ابد می‌گذرانند
  • 2. She is serving two years for theft .
    2. او به خاطر دزدی دو سال حبس می‌گذراند.
  • او قبلا هم حبس گذرانده است.

فعل
3
to serve [فعل گذرا]
3
سرو کردن غذا دادن

گذشته: served   گذشته کامل: served  
مترادف:   dish out distribute
  • All recipes in this book will serve 4 to 5 people .
    تمام دستورهای آشپزی این کتاب برای غذا دادن به 4 یا 5 نفر است.
  • بره را با سیب‌زمینی‌های تازه و لوبیا سبز سرو کنید.
  • آنها غذای فوق‌العاده‌ای به بیش از مهمان دادند.
  • The guests were served with a wonderful meal .
    به مهمان‌ها غذای فوق‌العاده‌ای داده شد.
  • او به ما ناهار خوشمزه‌ای داد.
  • پای کیش ‌می‌تواند داغ یا سرد سرو شود.

فعل
4
to serve [فعل گذرا]
4
تحویل دادن احضاریه‌ی دادگاه (به فردی بخصوص)

گذشته: served   گذشته کامل: served  
  • دیشب احضاریه دادگاه به من تحویل داده شد.

فعل
5
to serve [فعل گذرا]
5
به کار رفتن

گذشته: served   گذشته کامل: served  

فعل
6
to serve [فعل ناگذر]
6
سرویس زدن (ورزش)

گذشته: served   گذشته کامل: served  
  • 1. Who's serving ?
    1. چه کسی سرویس می‌زند؟

اسم
1
serve [اسم]
1
سرویس (تنیس و ...)