[اسم]

serpent

/ˈsɜːrpənt/
قابل شمارش

1 افعی مار بزرگ

معادل ها در دیکشنری فارسی: مار
  • 1.I was backing up as the monstrous serpent advanced on me.
    1. من عقب عقب می رفتم همینطور که افعی غول پیکر به من نزدیک می شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان