[قید]

seriously

/ˈsɪr.iː.ə.sli/
غیرقابل مقایسه

1 به شدت جدا، به طور جدی

معادل ها در دیکشنری فارسی: جدا با جدیت سخت
مترادف و متضاد actually extremely really severely
  • 1.He wasn't seriously injured.
    1. او به طور جدی صدمه ندیده بود.
  • 2.seriously ill
    2. به شدت بیمار
  • 3.You're not seriously thinking of leaving?
    3. جدا به رفتن که فکر نمی‌کنی؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان