[قید]

shockingly

/ˈʃɑːkɪŋli/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more shockingly] [حالت عالی: most shockingly]

1 به‌طور تکان‌دهنده به‌طور هولناک

  • 1.Shockingly, this useless and dangerous surgery did not end until the 1930s.
    1. به‌طور تکان‌دهنده‌ای، این جراحی بی‌فایده و خطرناک تا دهه 1930 میلادی پایان نیافت.

2 به‌شدت شدیداً

  • 1.He had thinned shockingly, losing 100 pounds in the last month of his illness.
    1. او به‌شدت لاغر شده‌بود، 100 پوند در آخرین ماه بیماری‌اش از دست داده‌بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان