[عدد]

six

/sɪks/

1 شش عدد 6

معادل ها در دیکشنری فارسی: شش
  • 1.I have six grandchildren.
    1. من شش نوه دارم.
  • 2.The game starts at six p.m.
    2. بازی ساعت شش عصر شروع می‌شود.
کاربرد صفت six به معنای شش
معادل صفت six در فارسی "شش" است. "شش" جزء اعداد زوج و یک صفت شمارشی است که قبل از عدد 7 و بعد از عدد 5 است. مثال:
"five, six, seven" (پنج، شش، هفت)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان