[قید]

sometimes

/ˈsʌm.tɑɪmz/
غیرقابل مقایسه

1 گاهی بعضی وقت‌ها، بعضی مواقع

مترادف و متضاد at times from time to time occasionally once in a while constantly frequently
  • 1. Sometimes it's best not to say anything.
    1 . بعضی وقت‌ها بهترین کار این است که چیزی نگویید.
  • 2. Sometimes we take food with us and sometimes we buy food when we're there.
    2 . گاهی وقت‌ها با خودمان غذا می‌بریم و گاهی وقتی آنجا هستیم غذا می‌خریم.
کاربرد قید sometimes به معنای گاهی، بعضی وقت‌ها، بعضی مواقع
معادل‌های فارسی قید sometimes "گاهی"، "بعضی وقت‌ها" و "بعضی مواقع" هستند و هر سه معادل یک مفهوم را می‌رسانند. این قید معمولا به انجام کاری در زمانی مشخص و تکرار آن کار در یک بازه زمانی نسبتا طولانی اشاره دارد. برای بیان کاری که به صورت مداوم انجام نمی‌شود از این قید استفاده می‌شود. مثال:
".Sometimes it's best not to say anything" (بعضی وقت‌ها بهترین کار این است که چیزی نگویید.)
".Sometimes we take food with us and sometimes we buy food when we're there" (گاهی وقت‌ها با خودمان غذا می‌بریم و گاهی وقتی آنجا هستیم غذا می‌خریم.)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان