[اسم]

sprint

/sprɪnt/
غیرقابل شمارش

1 دو سرعت (مسابقه)

معادل ها در دیکشنری فارسی: دو سرعت
a 100-meter sprint
دو صد متر سرعت

2 مسابقه سرعت (شنا، دو و ...)

[فعل]

to sprint

/sprɪnt/
فعل ناگذر
[گذشته: sprinted] [گذشته: sprinted] [گذشته کامل: sprinted]

3 با سرعت دویدن

معادل ها در دیکشنری فارسی: دویدن
  • 1.Three runners sprinted past us.
    1. سه دونده با سرعت از کنار ما دویدند (و رد شدند).

4 با سرعت شنا، دوچرخه‌سواری و... کردن

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان